شماره امروز: ۵۴۷

| | |

اتفاقات هفته گذشته برای تمامی فعالان اقتصادی تلخ بود. قطع شدن ارتباط با جامعه بین‌المللی زیان زیادی به اقتصاد وارد کرد . آن‌طور که گفته شده است

فراز جبلی|

مشاور سردبیر|

اتفاقات هفته گذشته برای تمامی فعالان اقتصادی تلخ بود. قطع شدن ارتباط با جامعه بین‌المللی زیان زیادی به اقتصاد وارد کرد . آن‌طور که گفته شده است میزان خسارت آن روزانه بالغ بر 4 هزار میلیارد تومان بوده است. اما دردناک‌تر از آن این بود که جامعه اقتصادی احساس می‌کرد که گذشته از اغتشاشگران جمعی از مردم عادی نیز معترض بودند. حساب اغتشاشگران و کسانی که به عمد اموال عمومی را تخریب می‌کردند جدا است اما واقعیت این است که بخشی از معترضین اولیه، ‌مردم عادی بودند که تحت فشار اقتصادی قرار داشتند و متأسفانه اعتراض آنها به دلیل سواستفاده اغتشاشگران دیده نمی‌شد.

جدا از تمام بحث‌های سیاسی می‌توان از نگاه اجتماعی به مساله نگاه کرد. تهران قدیم دارای ساختاری بود که مردم آن در هر محله شاهد حضور اقشار مختلف در کنار یکدیگر بودند. در یک محله ممکن بود افرادی ثروتمند و افرادی فقیر باشند و این افراد در نزدیک یکدیگر و حتی گاهی دیوار به دیوار یکدیگر زندگی می‌کردند. کودکان این افراد با یکدیگر بازی می‌کردند و اگر فردی دچار مشکل مالی می‌شد، متمولین محل به کمک وی می‌شتافتند. این مساله در ساختار قدیم تهران مانند بسیاری از شهرها به چشم می‌خورد. اما این ساختار از دهه‌های گذشته دچار تغییر شد. نظام طبقه‌بندی شده اقتصاد شهری به گونه‌ای پیش رفت که محله‌های شمال شهر صرفا مختص گروهی خاص و در مقابل افراد کمتر برخوردار در جنوب شهر و در دهه‌های اخیر در حاشیه شهر ساکن شدند. به هم خوردن ساختار قدیمی باعث شد که دیگر بحث کمک‌های مردمی برای اینکه همه از حداقلی برخوردار باشند برخلاف شعارهای دینی دیگر پیگیری نشود. جالب آنکه این مباحث دینی امروز به شکل علمی و در قالب مساله مسوولیت اجتماعی مطرح می‌شود.

زمانی که مردم حاشیه‌نشین با این واقعیت روبرو شوند که بعضی محله‌ها یا بعضی خودروها یا بعضی تفریح‌ها متعلق به آنها نیست بلکه صرفا به قشر خاصی تعلق دارد طبیعی است که گسست اجتماعی رخ دهد. وقتی فاصله طبقاتی با مظاهر عینی دیده شود دیگر نمی‌توان ملت را متحد کرد. همه افراد از هم احساس جدایی می‌کنند و در نهایت نوعی نگاه منفی میان طبقات مختلف نسبت به یکدیگر شکل خواهد گرفت.

اتفاق رخ داده در هفته گذشته از همین جنس بود. جدا از بحث اغتشاشات هر دو نگاه در یک شهر دیده می‌شد که گروهی می‌گفتند گرانی بنزین خوب است چون خیابان‌ها خلوت می‌شود و گروهی می‌گفتند امکان پرداخت هزینه بنزین آزاد را ندارند. بحث بر سر مساله لزوم افزایش قیمت بنزین از نگاه اقتصادی نیست بلکه مساله در موضوع مسوولیت اجتماعی نهفته است. اغنیا باید با این واقعیت روبرو شوند که اگر به واسطه رانتی (با معنی مثبت رانت) به ثروت رسیده‌اند باید بخشی از آن را به عنوان مسوولیت اجتماعی هزینه کنند. این بحث جدا از مالیات و کلیه مسائلی است که به دولت ارتباط دارد. روز گذشته دقیقا با همین نگاه تفاهم‌نامه‌ای میان اتاق بازرگانی تهران و شهرداری به امضا رسید. در حقیقت مدیریت منابع مسوولیت اجتماعی با تشکل‌هایی است که دارای اعضایی ثروتمند هستند.

در یک کلام مسوولیت اجتماعی نه یک لطف بلکه وظیفه و تکلیف است که می‌تواند در قالب پرداخت هزینه امنیت اقتصادی باشد وگرنه گسست اجتماعی طبیعتا منجر به ناامنی در اقتصاد و هزاران مشکل دیگر خواهد شد.

 

 

اخبار مرتبط

ارسال نظر

نظر کاربران