شماره امروز: ۵۴۷

| کدخبر: 130876 | |

دو روز پیش در کشور اندونزی، ‌نشست سالانه صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی برگزار شد.

منصور بیطرف|

دو روز پیش در کشور اندونزی، ‌نشست سالانه صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی  برگزار شد. در این نشست، ‌کریستین لاگارد، ‌مدیر صندوق سخنرانی جالبی کرد. محور این سخنرانی موانع رشد و رونقی بود که پیش روی کشورها قرار داشت؛ ‌اعم از اقتصادی، ‌سیاسی و فرهنگی. لاگارد سخنرانی‌اش را با سه محور آغاز کرد . اولین محور او، ‌تغییر هوای اقتصادی نام داشت . او با این وعده که رشد جهانی اقتصاد از سال 2011 به این طرف بالاتر از همیشه بوده است گفت که جمعیت جهانی که در فقر مطلق زندگی می‌کنند به پایین‌تر از 10 درصد رسیده است. اما به گفته او این بسط رونق هم حدی دارد . چرا؟ او گفت: «یکسال پیش من گفتم، «خورشید در حال درخشیدن است - سقف خانه را تعمیر کنید.» شش ماه پیش من به ابرهای ریسک در افق اشاره کردم. امروزه برخی از آن ریسک‌ها عینی شده‌اند. اینها در واقع علائمی است که نشان می‌دهد رشد جهانی یکنواخت شده است. این رشد به خاطر کشورهای اندکی که در بسط آن مشارکت دارند، ‌کمتر همزمان می‌شود.»

به گفته او صندوق در ماه جولای رشد جهانی را برای سال‌های 2018 و 2019 حدود 3.9 درصد برآورد کرده بود. اما این دورنما اندکی کمرنگ شده است. دوباره این سوال مطرح می‌شود، ‌چرا؟ لاگارد در این بخش به جدل‌های تجاری و جنگ‌های تعرفه‌ای که از سوی ایالات متحده امریکا آغاز شده اشاره می‌کند و می‌افزاید، «‌یک موضوع کلیدی این است که لفاظی‌ها دارند به یک واقعیت تازه‌ای از موانع تجاری تبدیل می‌شوند . اینها نه تنها به خود تجارت بلکه با توجه به آنکه عدم قطعیت رو به بالا است به سرمایه‌گذاری و تولید هم ضربه می‌زند.» مدیر صندوق بین‌المللی پول معتقد است که در حال حاضر، ‌ایالات متحده با قوت به رشد خود ادامه می‌دهد که این رشد با بسط مالی سیکل دوره‌ای و شرایط مالی آسان که در یک سیکل تجاری بلوغ یافته می‌تواند خطرناک باشد، ‌حمایت می‌شود. در اقتصادهای پیشرفته دیگر، ‌علائمی از کاهش رشد اقتصاد به ویژه در حوزه یورو و تا حدی در ژاپن دیده می‌شود .کشورهای نوظهور آسیایی با نرخی بالاتر از دیگر مناطق رشد می‌کنند اما در عین حال ما شاهد این هستیم که برخی از شاخص‌های تعدیل در چین به‌دلیل جدل‌های تجاری تشدید می‌شوند .در همین حال، ‌چالش‌هایی در تعداد دیگری از بازارهای نو ظهور و کشورهای کم درآمد از جمله امریکای لاتین، ‌خاورمیانه و آفریقای زیر صحرا رو به افزایش است به همین خاطر تعداد زیادی از این اقتصادها با فشارهایی از جانب دلار قوی‌تر امریکا و شرایط انقباضی بازار مالی مواجه هستند . برخی از آنها اکنون با خروج سرمایه مواجه هستند. هشدار لاگارد اینجا جدی می‌شود، «واضح‌تر بگویم ما تاکنون بحران مالی وسیع‌تری را ندیده‌ایم بلکه ما می‌دانیم که شرایط می‌تواند به سرعت تغییر کند.اگر جدل‌های جاری از این جلوتر برود آنها می‌توانند یک شوکی به طیف وسیع‌تری از اقتصادهای نوظهور و در حال توسعه وارد کنند. »

چه باید کرد؟ این سوالی است که همیشه پرسیده می‌شود و لاگارد هم به یک شعر از اولیور وندل هلمز پدر اشاره می‌کند و چنین می‌گوید، «در زمانه‌هایی مانند این، ‌سیاست‌گذاران می‌توانند از شاعر بزرگ امریکایی، ‌اولیور وندل هلمز الهام بگیرند که زمانی گفته بود: «برای رسیدن به بندر ما باید گاهی اوقات همراه با باد برانیم و گاهی اوقات علیه باد- اما باید برانیم، نه ول کنیم و نه اینکه لنگر بیندازیم.» یک پیام کلیدی امروز این است که ما نیاز به مدیریت ریسک‌ها داریم، ‌اصلاحات انجام دهیم و سیستم‌های چندگانه را مدرنیزه کنیم . به زبان ملوانی بگویم، ‌ما باید سکان قایق را هدایت کنیم نه اینکه آن را ول کنیم .

«قایق را هدایت کن، ‌ول نکن.» این محور دومی است که لاگارد به آن اشاره می‌کند و چنین ادامه می‌دهد: این به آن معنی است که هم‌اکنون فرصت‌ها را– در حالی که رشد نسبتا قوی مانده است - بقاپ؛ ‌برای اعمال اصلاحات سیاستی برجسته باید محرکه‌های اقتصادی را حمایت و آن را نگهداری کرد. همچنانکه گفته‌ام، | ما باید سقف خانه را تعمیر کنیم » - حالا بیش از هر چیز دیگری این درست‌ترین کار برای انجام آن است. چگونه می‌توان این را در عمل پیاده کرد ؟‌ با مخاطب قرار دادن سه چالشی که من در آغاز ذکر کردم - تجارت، ‌آشوب و اعتماد.

لاگارد که خیلی سیستماتیک سخن می‌گوید، معتقد است که باید برای جهان یک سیستم تجاری بهتر ساخت. زیرا، ‌کشورها نیاز به کار با یکدیگر دارند تا یک سیستم تجاری جهانی بسازند که قوی‌تر، عادلانه‌تر و در خور آینده باشد. خطر خیلی بالا است زیرا شکستن زنجیره ارزش‌های جهانی اثر مخربی بر بسیاری از کشورها از جمله اقتصادهای پیشرفته دارد .این تخریب همچنین می‌تواند مانع کشورهای کم درآمد و نوظهور از دستیابی به پتانسیل کامل آن شود. خطرها  بالا هستند چون محدودیت واردات مانع از آن می‌شود که تجارت بتواند نقش اساسی خود را در رونق بهره وری، گسترش فناوری‌های تازه و کاهش فقر شود . به همین خاطر است که ما برای تنش زدایی و حل جدل‌های تجاری جاری نیاز به کار با همدیگر داریم.تاریخ نشان داده در حالی که برای قایقرانی تک نفره اغوا شده‌ایم، کشورها باید در مقابل آژیر خودکفایی مقاومت کنند زیرا همچنانکه میراث داران یونایی به ما می‌گویند، ‌این امر منجر به غرق شدن کشتی می‌شود.

مدیر صندوق بین‌المللی پول جلوتر که می‌رود می‌گوید: ‌آنچه ما نیاز داریم «قواعد هوشمندتر» برای تجارت است که تضمین می‌کند همه می‌توانند سود ببرند . ما نیاز به تعمیر سیستم داریم نه تخریب آن. چالش فوری، ‌تقویت کردن قواعد است . این شامل بررسی آثار تحریفی وضعیت یارانه‌ها و بهبود نافذ کردن حقوق مالکیت معنوی است . البته تعمیر سیستم بدان معنی است که آن را در خور آینده بسازیم .

از نظر لاگارد دومین چالش پیش روی کشورها نحوه محافظت کردن در برابر آشوب‌های مالی و فاینانس است. او می‌پرسد که آیا ده سال پس از بحران مالی جهانی ما امن‌تر شده‌ایم ؟ جواب من «‌آری» است ... امن شده‌ایم اما نه به اندازه کافی. ما باید تنظیم مقررات مالی را در دستور کار قرار دهیم و مانع عقب‌نشینی‌ها شویم.

اما سومین چالش بازسازی اعتماد در نهادها و سیاست‌گذاری‌ها است . چرا اعتماد کاهش یافته است. به اعتقاد لاگارد اول و مهم‌ترین آن، این است که مردم زیادی در حاشیه‌ها باقی مانده‌اند.. در بسیاری از کشورها، رشد نتوانسته است که دورنما و زندگی مردم عادی را ارتقا دهد. در بسیاری از موارد هم، ‌کارگران و خانواده هاقانع شده‌اند که سیستم به طریقی صلب است و اینکه نمی‌توان با آن کاری کرد. منبع نارضایتی از خاطرات خام بحران‌های مالی جهان می‌آید . بسیاری از مردم آن را به عنوان شکاف نهایی اعتماد عمومی می‌دیدند زیرا فهم عمومی این بود که آن افرادی که بحران را پدید آوردند با پیامدهای آن مواجه نشدند در حالی که مردم عادی بهای سنگینی برای آن پرداختند. و یک دلیل دیگر از کاهش اعتماد عمومی فساد است- طاعون اقتصادی و اجتماعی که باعث می‌شود کشورها نتوانند انتخاب‌های درست بگیرند. اما چه باید کرد؟ اولویت کلیدی که لاگارد طرح می‌کند این است که باید در مردم – بهداشت و آموزش، ‌در حمایت‌های اجتماعی سرمایه‌گذاری کرد. این سرمایه‌گذاری به ویژه در کشورهای کم درآمد در بخش سرمایه‌های انسانی، ‌اجتماعی و فیزیکی مهم است.

 

 

اخبار مرتبط

ارسال نظر

نظر کاربران