شماره امروز: ۵۴۷

| کدخبر: 128226 | |

1- «هزینه فرصت» (opportunity cost) نه تنها یکی از مفاهیم مهم علم اقتصاد است که هسته مرکزی منطق اقتصاد به شمار می رود. اگر اقتصاد،‌ «علم تخصیص بهینه منابع کمیاب» باشد که هست و اگر «زمان» کمیاب ترین کالا باشد که هست، برای موجود گزینشگری همچون انسان و در سطوح بالاتر برای نهادها و سازمان های برساخته انسان نیز، ‌هر گزینش و انتخابی غیر از هزینه

مجید اعزازی  |دبیر گروه مسکن و شهرسازی|

1- «هزینه فرصت» (opportunity cost) نه تنها یکی از مفاهیم مهم علم اقتصاد است که هسته مرکزی منطق اقتصاد به شمار می رود. اگر اقتصاد،‌ «علم تخصیص بهینه منابع کمیاب» باشد که هست و اگر «زمان» کمیاب ترین کالا باشد که هست، برای موجود گزینشگری همچون انسان و در سطوح بالاتر برای نهادها و سازمان های برساخته انسان نیز، ‌هر گزینش و انتخابی غیر از هزینه آشکار و ریالی آن، هزینه ای پنهان (فرصت انجام انتخابی دیگر) وجود دارد. در واقع هر انتخاب، فرصت انجام دادن کار دیگر را از انسان می‌گیرد. از این رو،‌ نصب العین قرار دادن این مفهوم کلیدی در تصمیم گیری های فردی و نهادی بسیار اهمیت دارد، اما متاسفانه به نظر می رسد،‌ در چند دهه اخیر، به هنگام تصمیم گیری و تصمیم سازی در سطوح کلان سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، اندیشیدن به هزینه فرصت سیاست ها و در نظر گرفتن هزینه های پنهان تصمیم‌ها غایب بوده است و از همین رو، شاهد شرایط نامساعد کنونی هستیم. بی گمان،‌ تکیه بر درآمدهای نفتی و سایر منابع خدادادی زمینه لازم برای تدوین، تصویب و اجرای سیاست های غیرمنطقی و نابخردانه (عدم محاسبه هزینه فرصت سیاست ها) را فراهم آورده و «نعمت» منابع طبیعی را به «نفرین» بدل کرده است.

2- از 18 اردیبهشت ماه سال جاری که دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا با بد‌عهدی، خروج این کشور از «برجام» را اعلام کرد تا کنون، اتحادیه اروپا (طرف دیگر برجام) رنجیده از این بد‌عهدی و سایر ناهماهنگی های ترامپ با متحدان غربی خود از جمله به راه انداختن جنگ تجاری از طریق وضع تعرفه روی واردات فولاد، آلومینیوم و ... از نظر سیاسی تمام قد از برجام به عنوان دستاوردی چندجانبه و بین المللی حمایت و صف خود را از آمریکای ترامپ جدا کرده است. افزون بر این، اتحادیه اروپا در اجرای تعهدات برجامی خود، قرار است یک بسته حمایتی 50 میلیون یورویی (500 میلیارد تومان با احتساب هر یورو 10 هزار تومان) به ایران اختصاص دهد. از همین رو، روز پنج‌شنبه کمیسیون اروپا اولین بخش از این بسته حمایتی به ارزش مالی 18 میلیون یورو (180 میلیارد تومان با احتساب هر یورو 10 هزار تومان) را با هدف «حمایت از توسعه اقتصادی و اجتماعی پایدار» در ایران تصویب کرد. این مصوبه کمیسیون اروپا اما به مذاق برخی گروه های سیاسی مخالف دولت دوازدهم خوش نیامده است و رقم آن را در مقایسه با شاخص‌های کلان اقتصاد ایران بسیار ناچیز و حتی آن را تحقیر کشور قلمداد کرده اند. بی گمان، رقم این بسته حمایتی در برابر اقتصاد ایران و فعل و انفعالات قانونی و غیرقانونی ای  که در آن صورت می گیرد، ناچیز است. اما در شرایط کنونی که بخشی از غرب (آمریکا) با تمام قوا علیه منافع اقتصادی و امنیتی ایران موضع می گیرد و عمل می کند، این کمک‌های مادی اروپا (بخش دیگر غرب) چه معنا و پیامی برای ایران دارد؟ آیا باید صرفا با نگاه حسابداری، دندان اسب پیشکشی را شمرد یا این که با منطق اقتصاد به این قضیه نگاه کرد و  هزینه های این تصمیم روی روابط اروپا و  آمریکا ر ا کشف کرد؟ هزینه‌ای که اروپا برای اختصاص بسته حمایتی به ایران می پردازد، بسیار بیش از ارزش مالی آن است. این اتحادیه با این تصمیم (بخوانید با نزدیکی به ایران)، تقریبا تمام پل‌های تعاملی خود با دولت ترامپ را خراب کرده است. از همین رو، هم بود که به فاصله اندکی پس از مصوبه کمیسیون اروپا،‌ کاخ سفید به طور رسمی به این مصوبه واکنش منفی نشان داد.

3- برای درک بهتر ناچیز بودن بسته حمایتی اتحادیه اروپا از اقتصاد ایران شاید بد نباشد در کنار ارقامی همچون بودجه سالیانه و ارزش ریالی تولید ناخالص داخلی و ... از برخی ارقامی که طی سال های گذشته موجب تقلیل سرمایه های اجتماعی و تزریق نا امیدی به جامعه شده اند نیز یاد شود، از اختلاس 3 هزار میلیارد تومانی، از پرونده 12 هزار میلیارد تومانی موسسه ثامن الحجج، از درآمدهای 700 میلیارد دلاری نفتی در زمان دولت های نهم و دهم، از خروج 30 میلیارد دلاری سرمایه ایرانیان طی ماه های پایانی سال 1396 و از فرار مغزها. برخی محاسبات حاکی از هزینه 1.5 تا 2.5 میلیون دلاری خروج هر نخبه و تحصیلکرده ایرانی برای کشور است. آمارهای غیر رسمی از خروج سالیانه دست‌کم 150 هزار ایرانی تحصیل‌کرده از کشور حکایت می کنند. اگر دهه 1370، دهه فرار مغزها از کشور بود،‌ دهه 1390 را باید دهه فرار سرمایه ها از کشور نام نهاد، هر چند طی 20 سال گذشته خروج نخبه های علمی از کشور همچنان ادامه داشته و دارد. اینک این سئوال مطرح است که چرا ایران در رده های برتر فرار مغزها و سرمایه‌ها قرار دارد؟ فرار مغزها و سرمایه ها تالی فاسد (هزینه‌های پنهان) چه سیاست هایی بوده و هستند؟ پاسخ به این سئوال ها و سئوالاتی از این دست،‌ هزینه فرصت‌های از دست رفته را بیش از پیش هویدا خواهد کرد. فرصت‌هایی که با هیچ بسته حمایتی خارجی دوباره به‌دست نخواهند آمد. اما برخی بسته های حمایتی همچون حمایت‌های اروپا از اقتصاد ایران یا تلاش این اتحادیه برای ایجاد کانال مالی جدید با هدف دور زدن سوئیفت می تواند فرصت های نابی را برای حفظ «برجام» و مقابله با زیاده‌خواهی‌های ترامپ ایجاد کند. بی‌گمان، حکمرانی ایران در این روزها، بیش از پیش، نیازمند خردورزی و محاسبه هزینه‌های سیاست‌ها و ... به دور از احساسات گروهی و جناحی است.

 

اخبار مرتبط

ارسال نظر

نظر کاربران