شماره امروز: ۵۴۷

| کدخبر: 127494 | |

دو هفته ای است که بازار ارز و سکه کمی آرام گرفته است. شاید زود باشد درباره عمق این آرامش نظر داد همانگونه که در هفته آخر وقتی قیمت طلا به بالاترین حد خود رسیده بود بسیاری از بازاری ها معتقد بودند

 فراز جبلی   مشاور سردبیر

 دو هفته ای است که بازار ارز و سکه کمی آرام گرفته است. شاید زود باشد درباره عمق این آرامش نظر داد همانگونه که در هفته آخر وقتی قیمت طلا به بالاترین حد خود رسیده بود بسیاری از بازاری ها معتقد بودند با توجه به حجم کم خرید و فروش درباره عمق قیمت نمی توان اظهار نظر کرد. با وجود این پس از یک کاهش قابل توجه و سپس اندکی افزایش هم قیمت یورو در کمتر از 12 هزار تومان تثبیت شد و هم سکه کمی کمتر از 3 میلیون و 800 هزار تومان آرام گرفت.

بعضی دولتمردان معتقد هستند که قیمت ارز و سکه هنوز حباب دارد و باید کاهش پیدا کند اما سوال این است که اصولا چنین بحثی از نظر اقتصادی صحیح است؟ آیا کاهش قیمت ارز بیش از این می تواند برای اقتصاد مفید باشد یا ممکن است آثار جانبی داشته باشد؟

اصول عملی اقتصاد به ما می گوید که تمام بخش های اقتصاد مانند زنجیره ای به یکدیگر پیوسته است. افزایش قیمت ارز و سپس طلایی که از سال گذشته آغاز شد تاثیر خود را به خوبی در اقتصاد نشان داده است. قیمت برخی کالاها از هم اکنون خود را با این قیمت های جدید تطبیق داده اند و بقیه بخش ها در حال انطباق خود هستند. ممکن است این بحث مطرح شود که با کاهش قیمت ارز قیمت های دیگر نیز کاهش پیدا خواهند کرد اما واقعیت این است که پدیده چسبندگی قیمت ها اجازه نمی دهد که این اتفاق به سادگی رخ دهد. حتی در دوره ای که دولت اصرار داشت با تخصیص دلار 4200 تومانی جلوی افزایش قیمت برخی کالاها را بگیرد کالاها خود را با نرخ های آزاد تطبیق می دادند و سیاست های تعزیراتی دولت چندان راهی از پیش نبرد.

از سوی دیگر کمتر به این مسئله توجه می شود که کاهش قیمت ارز نیز مانند افزایش آن نوعی شوک به اقتصاد خواهد بود. از نگاه مردم عادی، افزایش قیمت ارز مترادف با کاهش قدرت خرید آنها است پس کاهش قیمت ارز پدیده مثبتی در نظر گرفته می شود اما از دیدگاه اقتصادی کسب و کار نیاز به ثبات و تغییرات بسیار آرام دارد. همانگونه که افزایش قیمت ارز بخشی از فعالیت های اقتصادی را تهدید می کند در مقابل کاهش قیمت ارز نیز بخش دیگری از کسب و کارها را تهدید می کند.

بحث حباب در قیمت ها از زاویه دیگری نیز قابل بررسی است. مدعیان وجود حباب در قیمت ها به مقایسه قیمت های فعلی با قیمت‌های قبل از افزایش می پردازند در حالی که قیمت های یک سال قبل بدون در نظر گرفتن نرخ تورم انباشته چند سال اخیر بود و عملا ارز را به زحمت ارزان نگه داشته بودند.

در این مرحله تلاش دولت باید بر تثبیت شرایط فعلی و آماده سازی اقتصاد برای شوک های آتی باشد که به دلیل نوسان ماه های گذشته تاثیر خود را به زودی در اقتصاد نشان خواهند داد. هرچقدر خوش‌بینانه به اقتصاد نگاه کنیم در آینده ای نه چندان دور شاهد تورم در اقتصاد خواهیم بود و این تورم بر زندگی مردم اثر مستقیم دارد. حال که قیمت ارز و طلا به سطح تعادلی رسیده است و قیمت کالاها و خدمات در حال تطبیق پیدا کردن هستند به جای تلاش برای دستکاری قیمت ها و جلوگیری از افزایش به صورت دستوری باید شرایط را برای جلوگیری از کاهش قدرت خرید مردم به کار گرفت. مسئله مردم این نیست که قیمت ها چقدر افزایش می یابد بلکه مسئله مهم برای آنها این است که دستمزد و قدرت خرید آنها نیز به همین اندازه افزایش یابد، حتی در این مسیر می توان از مسئله ای مانند توهم پولی مردم نهایت استفاده را کرد.

 

اخبار مرتبط

ارسال نظر

نظر کاربران