شماره امروز: ۵۴۷

بازنشستگی همزمان نسل بعد از جنگ جهانی دوم و چشم‌انداز رشد

| کدخبر: 137122 | |

رکود اقتصادی بعدی شباهت‌های زیادی با آخرین رکود رخ داده نخواهد داشت. یکی از مهم‌ترین علت‌های این عدم تشابه هم این است

گروه جهان| طلا تسلیمی|

 رکود اقتصادی بعدی شباهت‌های زیادی با آخرین رکود رخ داده نخواهد داشت. یکی از مهم‌ترین علت‌های این عدم تشابه هم این است که جمعیت‌شناسی نیروهای کار در امریکا که در آخرین رکود بر رشد اقتصادی تاثیر منفی گذاشت، این مرتبه آسیب‌های اقتصادی را به حداقل می‌رساند. نسل متولد شده پس از جنگ جهانی دوم (در زمان بالا رفتن شدید نرخ زاد و ولد) تا زمان به وقوع پیوستن رکود بعدی بازنشست شده‌اند و همین سبب می‌شود که متولدین دهه 2000 کاهش فرصت‌های شغلی را حس نکنند.

به نوشته بلومبرگ، یکی از عوامل اصلی در زمان بررسی و تفکر درباره تعامل و ارتباط بین جمعیت‌شناسی نیروهای کار و چرخه اقتصادی، نقشی است که نسل متولد شده پس از جنگ جهانی دوم ایفا می‌کنند. افزایش قابل‌توجه جمعیت افراد متولد شده در فاصله زمانی بین اوایل دهه 1940 و اوایل دهه 1960، هم در داده‌های جمعیتی و هم در داده‌های نیروی کار مشهود است. از آنجایی که افراد تمایل دارند در مراحل مختلف زندگی خود به‌شیوه‌ای متفاوت عمل کنند، نسل پس از جنگ جهانی دوم هم طی سال‌های فعالیت کاری خود اقتصاد را تحریف کرده‌اند.

این نسل به‌ویژه در دوران پس از رکود بزرگ (در اواخر دهه 2000) باری سنگین بر دوش اقتصاد بودند، چراکه این رکود در اوج سال‌های پس‌انداز این نسل رخ داد. نرخ پس‌انداز عمدتا در میان نیروهای کاری سن‌دارتر بیشتر است چراکه آنها نسبت به نیروهای کار جوان‌تر درآمد بیشتری دارند و به‌علاوه، برای سهولت دوران بازنشستگی خود بیشتر روی پس‌انداز کردن تمرکز می‌کنند و همچنین سال‌های اوج هزینه برای تشکیل خانواده را پشت سر گذاشته‌اند. وقتی که رشد بازار کار در پی کار طولانی‌ مدت‌تر نیروهای کار مسن‌تر به اوج خود می‌رسد (درست همانند اتفاقی که در یک دهه گذشته در حال وقوع بود)، این مساله بطور نسبی بر رشد کلی اقتصادی تاثیر می‌گذارد زیرا این نیروهای کار مسن‌تر به جای اقداماتی که تقاضا را بالا ببرد همچون خرید خانه یا گسترش خانواده، به پس‌انداز برای دوران بازنشستگی تمایل دارند.

پس از رکود بزرگ، برخی به سال‌های دهه 2000 به عنوان دهه از دست رفتن اشتغال اشاره کردند چراکه در این دهه رشد خالص اشتغال‌زایی به‌شدت پایین بود. نیروهای کار جوان‌تر (افراد زیر 55 سال) شرایط وخیم‌تری را تجربه کردند چون از آوریل سال 2000 تا امروز (7 ژانویه 2019)، رشد اشتغال‌زایی خالص برای نیروهای کار زیر 55 سال به‌شدت ناچیز بوده، اما در همین دوره زمانی نرخ اشتغال برای نیروهای کار بالای 55 سال تقریبا به دو برابر افزایش یافته است. این آمارها تاثیرگذاری شدید نسل متولد شده پس از جنگ جهانی دوم را که اکنون پا به سن گذاشته‌اند، نشان می‌دهد.

اما این شرایط در حال تغییر است. شاید در فاصله زمانی نه چندان دور و حتی در همین سال جدید میلادی، اشتغال افراد بالای 55 سال به اوج خود برسد و پس از آن برای مدت زمانی 15 ساله روندی نزولی قابل مشاهده خواهد بود. دلیل این پیش‌بینی هم این است که در همه زمینه‌های مربوط به نسل متولد شده پس از جنگ جهانی، الگویی مشابه تکرار شده است. این الگو 23 سال رشد یک نسل در پی 15 سال رکود را شامل می‌شود. این مساله به افزایش جمعیت نسل متولدین پس از جنگ جهانی (دوره‌ای 23 ساله) و در پی آن 15 سال کاهش نرخ زاد‌و‌ولد تا اواخر دهه 1970 که زاد و ولد مجددا شروع به افزایش کرد نیز اطلاق می‌شود. جمعیت نیروی کار 25 تا 34 ساله در سال‌های 1966 تا 1989 افزایش داشت و آنها برای 15 سال بعد از این جمعیت کاسته شد. جمعیت نیروهای کار 35 تا 44 ساله هم در سال‌های 1974 تا 1977 افزایش داشت و در 15 سال بعدی سیر نزولی شد. وضعیت نیروهای کاری 45 تا 54 سال هم در دوره زمانی 1984 تا 2007 بر همین الگو استوار بود. افزایش جمعیت نیروهای کار بالای 55 سال هم از سال 1996 آغاز شد.

این مساله از آن جهت اهمیت دارد که این مرتبه سقوط نسبی اشتغال‌زایی یا حتی کاهش فرصت‌های شغلی برای دوره‌ای چند ساله بدون هیچ‌گونه افزایشی در آمار اشتغال‌زایی خالص احتمالا در زمانی رخ می‌هد که شمار نیروهای کار مسن‌تر در حال کاهش است و از این رو، این کمبود فرصت شغلی دیگر همانند گذشته حس نخواهد شد و بر اقتصاد تاثیر منفی نخواهد گذاشت.

همانطور که بیل مک‌براید از «مخاطرات حساب‌شده» اشاره کرده، در سال 2020 بیشترین گروه‌های سنی در بازار کار امریکا، 25 تا 29، 30 تا 34 و 35 تا 39 خواهند بود که همه آنها در دوران تشکیل خانواده به‌سر می‌برند و گروه‌های سنی مصرف‌کننده محسوب می‌شوند. با بازنشست شدن نیروهای کاری مسن‌تر، همه فرصت‌های شغلی موجود، ارتقای شغلی و افزایش دستمزدها به نیروهای کاری جوان‌تر می‌رسد و می‌تواند به‌صورت یک محرک اقتصادی عمل کند که مانع از بروز رکود یا وقوع رکود با شدتی کم و در دوره‌ای کوتاه می‌شود.

برای ناامیدی امریکایی‌ها از اقتصاد از سال 2000 تاکنون دلایل متعددی از جمله حباب‌های اقتصادی، اشتباهات در سیاست‌گذاری و افزایش بدهی‌های دولتی وجود دارد. اما تا جایی که مساله به جمعیت‌شناسی و افزایش سن نیروهای کاری مربوط می‌شود، آینده روشنی پیش رو خواهد بود.

 

اخبار مرتبط

ارسال نظر

نظر کاربران