شماره امروز: ۵۴۷

| کدخبر: 52219 | |

آیا کسب و کار، معیشت و زندگی امروز ایرانیان همان چیزی است که باید باشد؟ بدون تردید، پاسخ به این پرسش از سوی همه ایرانیان دلسوز به این مرز و بوم منفی است. اقتصاددانان، فعالان اقتصادی، سیاست‌ورزان و روشنفکران ایرانی باور دارند که بنیه و توانایی ذات سرزمین ایران بالاتر از اندازه‌یی است که از آن استفاده می‌شود. ایران می‌تواند در قد و قامت و اندازه کشورهایی با اقتصاد نیرومند قرار گیرد و درآمد سرانه‌اش را بیش از آنچه امروز دارد، افزایش دهد. اما چنین نیست و متاسفانه از امکانات این کشور به شکل کارآمد استفاده نمی‌شود. پرسش اساسی این است که برای برون‌رفت از وضع ناخوشایند امروز چه باید کرد؟

در این باره دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد. برخی معتقدند بدون دخالت دولت نمی‌توان راه به جایی برد و باید دولت توسعه‌مداری داشته باشیم که برنامه‌ریزی کند. برخی اما عکس این باور دارند و می‌گویند برای اینکه اقتصاد ایران به شکل ساختاری و اصولی از زیر بار نارسایی‌ها و کژراهه‌ها بیرون آ‌ید باید سهم و نقش دولت را کاهش داد و کمرنگ کرد. برخی معتقدند باید نفت و گاز و پتروشیمی محور توسعه باشد، برخی صنعت را محور توسعه می‌دانند و برخی دیگر باورشان این است که باید به استفاده از توانایی‌های بخش کشاورزی به توسعه رسید. گروهی باورشان این است که در داخل کشور سرمایه مالی کافی وجود دارد و نباید چشم به سرمایه خارجی دوخت و برخی عکس این را قبول دارند. گروهی باورشان این است که باید مسائل خرد و میانی مثل مشکل خانواده و بنگاه‌ها را حل کرده و از این مسیر مسائل اقتصاد کلان را برطرف کرد و برخی معتقدند بدون حل مسائل کلان نمی‌توان به حل مسائل خرد امید داشت.

به نظر می‌رسد این تنوع در گرایش‌ها، سلیقه‌ها و راه‌حل‌ها خود یکی از معضلات باشد که تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری را دشوار کرده و باید ابتدا در این باره به نوعی اجماع رسید. باور نگارنده این است که روش، استراتژی و موضوع اجماع ملی به عنوان یک ضرورت باید در کوتاه‌ترین زمان ممکن پدیدار شود. ایرانیان با هر گرایش سیاسی و فکری و با هر میزان سابقه فعالیت و آرزوها اگر نتوانند در این باره که محل اجماع چه باشد به توافق برسند. کارشان در شرایط متحول دنیای امروز گره کور می‌خورد.

در شرایطی که اکثریت اعضای دولت باورشان این است که ماهیت و برنامه‌های«اقتصاد مقاومتی» توانایی پیش بردن کسب و کار ایرانیان را دارد، چرا همین موضوع را در صدر اولویت‌ها برای عبور دادن اقتصاد ایران از گرفتاری‌ها قرار نمی‌دهیم. اگر سند چشم‌انداز توسعه 20ساله کشور سندی است که همه روی آن اتفاق نظر داریم چرا همان را محل اجماع قرار نمی‌دهیم. واقعیت این است که دنیای امروز با شتاب باورنکردنی در حرکت است و هر کشوری نتواند با این حرکت سازگار شود و سرعت کافی برای در مدار بودن به دست آورد از گردونه بیرون انداخته می‌شود. دنیای امروز آنقدر فرصت نمی‌دهد که مردمان یک سرزمین تا ابد درباره اینکه چه باید کرد، به توافق برسند و راه خود را می‌رود. دلسوزان به این سرزمین علاقه دارند و توصیه می‌کنند که باید هر چه زودتر مرکز و نقطه اتصال و اجماع ایرانیان پدیدار شود و روی آن نقطه متمرکز شویم و پیش برویم. ایران، سرزمین بزرگی است و نباید این بزرگی و عظمت را زیر پای خودخواهی‌ها قربانی کرد.

مشاهده صفحات روزنامه

ارسال نظر

نظر کاربران