شماره امروز: ۵۴۷

| | |

حتما به خاطر می‌آورید که رییس‌جمهور امریکا در سخنرانی عنوان نمود: عربستان برای ما «گاوی شیرده» است که هر وقت بخواهیم از آن طلا و دلار می‌دوشیم و هروقت شیرش تمام شود آن را سر می‌بریم.

هادی  زحمتکار

حتما به خاطر می‌آورید که رییس‌جمهور امریکا در سخنرانی عنوان نمود: عربستان برای ما «گاوی شیرده» است که هر وقت بخواهیم از آن طلا و دلار می‌دوشیم و هروقت شیرش تمام شود آن را سر می‌بریم. 

استفاده از واژه «گاو شیرده» که توسط ترامپ در مورد عربستان به کاربرده شد دارای دو وجه می‌باشد که یک وجه آن نشأت گرفته از استفاده رییس‌جمهور امریکا از علم مدیریت استراتژیک و روش مقایسه رشد گروه بوستون می‌باشد. در این روش (مقایسه رشد گروه بوستون)، استراتژی‌های مختلف مورد مقایسه قرار می‌گیرد و در نهایت استراتژی مشخصی تدوین می‌گردد. برای درک بهتر روش رشد گروه بوستون و تحلیل منظور ترامپ از به کارگیری این واژه، لازم است پیرامون مدیریت استراتژی و دلایل به کارگیری یک استراتژی برای یک سازمان، توضیحاتی داده شود. سازمان‌ها، دولت‌ها و شرکت‌ها زمانی می‌توانند به موفقیت دست پیدا کنند که با تدوین استراتژی مناسب و اعمال مدیریت استراتژیک در جهت تحقق استراتژی‌های تدوین شده گام بردارند. مدیریت استراتژیک با تصمیم‌گیری در مورد جهت‌گیری آینده سازمان‌ها و اجرای این تصمیمات، سر و کار دارد و با توجه به تغییرات محیطی که در حال حاضر شتاب زیادی به خود گرفته است و همچنین پیچیده شدن تصمیمات سازمانی، لزوم به کارگیری از مدیریت استراتژیک را دو چندان می‌نماید. مدیریت استراتژیک با تکیه بر ذهنیتی پویا، آینده نگر، جامع و اقتضایی راه‌حل بسیاری از سازمان‌های امروزی می‌باشد. اگر بخواهیم مدیریت استراتژیک را در یک جمله معنی نماییم، عبارت است از مجموعه‌ای از تصمیمات و اعمال مدیریتی که عملکرد بلندمدت سازمان را تحت تاثیر قرار می‌دهد. بر اساس تعریف ارایه شده، مدیریت استراتژیک نیازمند چهار جزو اصلی می‌باشد که شامل: 1) کنکاش و تحلیل محیطی 2) تدوین استراتژی 3) اجرای استراتژی 4) ارزیابی و کنترل استراتژی می‌باشد. هر کدام از این چهار جزو اصلی شامل چندین مرحله می‌باشد که به دلیل گسترده بودن مراحل و توضیحات آن فقط پیرامون تدوین استراتژی و مراحل آنکه مرتبط با موضوع مورد بحث می‌باشد توضیحات مختصری ارایه می‌گردد.تدوین استراتژی سازمان عبارت است از فرایند انتخاب و تعیین زمینه‌های عملکرد مناسب، جهت دستیابی به اهداف سازمانی در راستای ماموریت و فلسفه وجودی سازمان که شامل سه مرحله: 1) ورود اطلاعات 2) مقایسه استراتژی‌ها 3) تصمیم‌گیری می‌باشد.تدوین استراتژی تا حدود زیادی بر اساس تصمیمات ذهنی و اطلاعات ذهنی انجام می‌پذیرد ولی علاوه بر داشتن ذهنی پویا، ابزارهای مختلفی هم وجود دارند تا به وسیله آنها استراتژیست‌ها بتوانند استراتژی مناسبی را تدوین نمایند. واژه «گاو شیرده» که توسط ترامپ، پیرامون عربستان مورد استفاده قرار گرفت نشانه به کارگیری ترامپ از یکی از این ابزارها می‌باشد و به صورت مشخص، استفاده از ابزار مقایسه «رشد گروه مشاوره بوستون» می‌باشد. این ابزار یکی از چند ابزار موجود می‌باشد که به مدیر یک سازمان، کمک می‌نماید تا بین چند استراتژی که یک سازمان می‌تواند انتخاب نماید مقایسه‌ای انجام دهد و در نهایت توسط مدیر سازمان، بهترین استراتژی انتخاب گردد.واحد گاو شیرده، واحد سگ، واحد ستاره و واحد علامت سوال، چهار واحدی می‌باشند که ابزار مقایسه «رشد گروه مشاوره بوستون» از آن برای مقایسه بین استراتژی‌های مختلف استفاده می‌نماید. در ماتریس سهم بازار/ رشد BCG و توضیحات ذیل، پیرامون هر کدام از این واحدها اطلاعاتی ارایه می‌گردد.

1- واحد گاو شیرده

خطوط تولید و محصولاتی که در این دسته قرار می‌گیرند، در صنعت‌هایی که رشد آهسته‌ای دارند، سهم بزرگی از بازار را به خود اختصاص می‌دهند یعنی درآمدهایی که از تولید این محصولات ایجاد می‌شود، بیشتر از سرمایه‌گذاری موردنیاز برای تولید آنهاست معمولا محصول تولید شده در این بخش، کالایی جذاب و جدید نیست و در بازاری بالغ عرضه می‌شود و شرکت آن را صرفا برای ادامه کسب درآمد حفظ می‌کند. با تولید این محصولات، شرکت تلاش می‌کند که با کمترین سرمایه‌گذاری ممکن، به بیشترین بهره‌برداری و سودآوری ممکن برسد و اصطلاحا «دوشیده» می‌شوند.

2- واحد سگ

واحد سگ شامل خطوط تولید یا واحدهای تجاری است که سهم بازار کمی در صنعتی بالغ و دارای رشد آهسته دارند. معمولا در این خطوط تولید، سرمایه‌ای که برای آنها هزینه شده به دست‌می‌آید و نه سودده هستند و نه زیان‌ده و صرفا سهم بازار را حفظ می‌کنند. به‌طور کلی معمولا این واحدها از لحاظ پتانسیل درآمدزایی برای شرکت ارزشی ندارند، ولی ممکن است مزایای دیگری داشته باشند، مانند ایجاد شغل یا انجام همکاری‌هایی که برای سایر واحدهای تجاری شرکت مفید است. گاهی این مزایا به اندازه‌ای مفید است که شرکت این واحدهای تجاری را باوجود جایگاه نه چندان جالبی که در بازار دارند، فعال نگاه دارد. ولی گاهی واحد سگ بر قضاوت سرمایه‌گذاران درمورد مدیریت شرکت تاثیری منفی می‌گذارند و بنابراین بهتر است که این خطوط تولید به‌فروش‌برسند. 

3- واحدهای ستاره

واحد ستاره، همانطور که از نام آن پیداست، واحد تجاری است که در صنعت‌های دارای رشد سریع، سهم بزرگی در بازار دارد. این خطوط تولید، بازاری کاملا واضح و جایگاهی بسیار مناسب دارند و نیازمند مقادیر زیادی از بودجه و سرمایه هستند تا بتوانند با رقبا رقابت کنند و نرخ رشد خود را حفظ کنند. ولی پس از کاهش اجتناب‌ناپذیر میزان رشد در صنعت مربوط، شرکت‌ها به‌دنبال تبدیل واحدهای ستاره به واحدهای گاو شیرده هستند. اگر شرکت بتواند جایگاه خود را به عنوان شرکتی پیشتاز در بازار حفظ کنند، واحدهای ستاره به‌طور بالقوه به واحدهای گاو شیرده تبدیل می‌شوند، ولی اگر این اتفاق رخ ندهد، واحدهای ستاره به واحدهای سگ تبدیل خواهند شد.

4- واحد علامت سوال

واحدهای علامت سوال، واحدهای تجاری هستند که سهم کمتری در بازاری با رشد بالا دارند. معمولا بیشتر کسب‌و‌کارها کار خود را از این مرحله شروع می‌کنند و در این شرایط، واحد تجاری از پتانسیل افزایش سهم بازار خود برخوردار است و می‌تواند به واحد ستاره تبدیل شود یا درصورت کاهش رشد خود بازار، سهم بیشتری در بازار را از دست‌ بدهد و به واحد سگ تبدیل شود. همان‌طور که از توضیحات بالا پیرامون ابزار مقایسه «رشد گروه مشاوره بوستون» مشخص می‌باشد این است که اگر یک استراتژی در واحد «گاو شیرده» واقع شده باشد حتما باید حفظ شود و بهترین سود دهی و بهترین انتخاب برای یک سازمان می‌باشد.اکنون دوباره سخنان ترامپ را در مورد عربستان مطالعه نماییم: عربستان برای ما «گاوی شیرده» است که هر وقت بخواهیم از آن طلا و دلار می‌دوشیم و هروقت شیرش تمام شود آن را سر می‌بریم. این سخنان ترامپ که عربستان را «گاو شیرده» خطاب نمود از نظر نگارنده دارای دو وجه می‌باشد: 

 وجه اول: همانطور که در توضیحات بالا پیرامون ابزار «گروه مشاوره بوستون» بیان گردید یکی از اهداف ترامپ از خطاب، قرار دادن عربستان به عنوان «گاو شیرده» بیان اهمیت جایگاه عربستان برای تصمیم‌گیرندگان امریکا می‌باشد که منافع مالی فراوانی برای امریکا ایجاد می‌نماید و این اهمیت به اندازه‌ای می‌باشد که به عنوان مثال، حتی بعد از قتل روزنامه‌نگار عربستانی به نام «قاشقچی» و حواشی فراوانی که پیرامون این موضوع در جهان و خود امریکا به وجود آورد، ترامپ، دست از حمایت عربستان برنداشت و تا زمانی که عربستان این منافع مالی را برای امریکا (بخوانید ترامپ)، تأمین بنماید همچنان به حمایت خود از عربستان ادامه خواهد داد.وجه دوم: هدف ترامپ از خطاب قرار دادن عربستان به عنوان «گاو شیرده» تضعیف نمودن وجهه بین‌المللی عربستان، می‌باشد. این موضوع از آنجا نشأت می‌گیرد که هیچ سیاستمدار یا تاجر یا مدیری را نمی‌توان پیدا نمود که حتی اگر استراتژی به این اندازه با اهمیت باشد که در ماتریس BCG در محدوده «گاو شیرده» واقع شده باشد مشتری خود را «گاو شیرده» خطاب نموده باشد. علاوه بر آن بر اساس نظرات متخصصان مدیریت استراتژیک، ابزارهای پیشرفته‌تری برای مقایسه بین استراتژی‌ها در مقایسه با ابزار «رشد گروه مشاوره بوستون» وجود دارند که به‌طور یقین ترامپ یکی از آن روش‌ها را مورد استفاده قرار می‌دهد.در نتیجه، ترامپ با به کار بردن عربستان به عنوان «گاو شیرده» هم ارزش بالای حفظ ارتباط با عربستان را به مخاطبین خود منتقل نمود و همچنین با استفاده از این واژه علاوه بر تحقیر سردمداران عربستان به آنان این نکته را یادآوری نمود که تا زمانی که برای من، منفعت داشته باشید از شما حمایت خواهم نمود. 

آنچه لازم است در انتهای این مطلب به آن اشاره نمود، این است که تمامی کشورهای توسعه یافته و اغلب کشورهای در حال توسعه از مدیریت استراتژیک در پیشیرد اهداف خود استفاده می‌نمایند و ارزش و جایگاه کشورهای مختلف را در ارتباط با کشور خود می‌سنجند و بعد تصمیم می‌گیرند که با کدام کشور در ارتباط باشند و سطح این ارتباط در چه حدی باشد.

 

اخبار مرتبط

ارسال نظر

نظر کاربران